حسین نخعی، پژوهشگر معماری اسلامی و نویسنده کتاب «مسجد جامع ورامین»، در یادداشتی نوشت: مسجد جامع ورامین یکی از مهمترین نمونههای معماری مذهبی ایران در دوره ایلخانی است که ساخت آن به اوایل قرن هشتم هجری قمری بازمیگردد. بر اساس پژوهشهای تاریخی، این بنا در دوران حکومت ایلخانان و با حمایت حاکمان آن دوره شکل گرفت و بهعنوان مسجد جامع شهر، نقشی فراتر از یک فضای عبادی داشته و مرکز تجمعات اجتماعی و فرهنگی نیز بوده است. منابع تاریخی، آغاز ساخت مسجد را به دوران سلطنت محمد خدابنده نسبت میدهند و تکمیل آن را در دوره جانشینان او میدانند.
از نظر معماری، این مسجد نمونهای شاخص از الگوی چهارایوانی در معماری ایرانی به شمار میرود؛ الگویی که در آن صحن مرکزی با چهار ایوان در جهات اصلی احاطه شده و گنبدخانه در جبهه جنوبی قرار دارد. تزیینات آجری، گچبریها و کتیبههای متعدد، جلوهای از مهارت معماران دوره ایلخانی را نشان میدهد و این بنا را به یکی از کاملترین نمونههای باقیمانده از این سبک تبدیل کرده است.
ابعاد متناسب فضاها و ترکیب مصالحی چون آجر و گچ، نشاندهنده بلوغ فنون ساختمانی در آن دوره است و به همین دلیل مسجد جامع ورامین همواره در پژوهشهای معماری اسلامی جایگاه ویژهای داشته است.
اهمیت این بنا تنها به دوره ساخت آن محدود نمیشود؛ بلکه روند مرمت و حفاظت آن در دورههای مختلف تاریخی نیز بخشی از هویت کنونی مسجد را شکل داده است. شواهد نشان میدهد که نخستین مرمتها در دورههای پس از ایلخانی، بهویژه در دوران صفوی و قاجار، با هدف حفظ کاربری مذهبی و جلوگیری از فرسایش بنا انجام شده است. این اقدامات بیشتر شامل تعمیر بخشهایی از ایوانها، استحکامبخشی دیوارها و بازسازی برخی تزیینات بوده است.
در دوره معاصر، با گسترش نگاه علمی به مرمت آثار تاریخی، مسجد جامع ورامین نیز مورد توجه متخصصان قرار گرفت. از نیمه قرن چهاردهم خورشیدی، پروژههای مرمتی با رویکرد حفاظت اصولی آغاز شد که شامل تثبیت سازه، مرمت تزیینات و بهسازی بخشهایی از بام و بدنه بود. این روند در دهههای اخیر نیز ادامه یافته و عملیاتهایی مانند بندکشی، ترمیم ایوانها و اصلاح آسیبهای ناشی از رطوبت در بخشهایی از بنا اجرا شده است.
با وجود این مرمتها، تجربه حفاظت از مسجد جامع ورامین نشان میدهد که نگهداری بناهای تاریخی فرایندی پیوسته است و نیازمند برنامهریزی بلندمدت و نظارت تخصصی مداوم است. چالشهایی مانند فرسایش مصالح، رطوبت و مداخلات غیر اصولی در برخی دورهها، ضرورت توجه جدیتر به شیوههای علمی مرمت را یادآوری میکند.
از منظر تاریخی، این مسجد بیش از هفت قرن حیات معماری را پشت سر گذاشته و همچنان یکی از شاخصترین نمادهای هویت شهری ورامین محسوب میشود. ثبت آن در فهرست آثار ملی ایران در اوایل قرن چهاردهم خورشیدی نیز نشاندهنده ارزش فرهنگی و تاریخی این بنا است و جایگاه آن را بهعنوان میراثی ملی تثبیت کرده است.
در جمعبندی میتوان گفت مسجد جامع ورامین نهتنها نمونهای برجسته از معماری ایلخانی، بلکه روایتی زنده از تعامل میان تاریخ، معماری و مرمت در ایران است. این بنا نشان میدهد که چگونه یک اثر تاریخی میتواند با گذر زمان و با اتکا به حفاظت مستمر، همچنان کارکرد و هویت خود را حفظ کند و بهعنوان منبعی ارزشمند برای شناخت سنتهای معماری و فرهنگی کشور مورد مطالعه قرار گیرد.
انتهای پیام/
نظر شما